تبليغاتX
زندگی شاید همین باشد! -
رفتم موهامو از ته زدم ! راحت شدم ! خیلی وقت بود موهامو پسرونه نزده بودم ! خودمم بخوام موهامو بلند کنم ، موخوره نمی خواد بذاره انگار ! فکر کنم هیچ وقت تو زندگیم موهام اندازه این دفعه بلند نشده بود ، به شونه هام رسیده بود ! قشنگ می تونستم ببندم یا رو سرم جمعش کنم ! بی خیال ! الان دیگه تو سطل زباله آرایشگاهست ! وای که چقدر راحت و خوب-ه ! از حموم که می آی بیرون تا لباسهات رو بپوشی ، خودش خشک شده ! آخ جون ! از این به بعد چقدر بعدِ شنا راحتم ! چقدر این جماعت ذُکور  تو همه زمینه ها راحتن ! این زنهای بیچاره هم خودشون دستی دستی موجبات ناراحتی و اذیت خودشون رو فراهم می کنن . موهاتو بلند کن ، رنگ کن ، مِش کن ، فِر کن ، سشوار بکش ، بیگودی ببند و هزار و یه کار دیگه در زمینه های دیگه که از نام بردن همه شون معذورم ! امروز که زیر دست آرایشگره بودم ، یه چیزی شنیدم ، کم مونده بود با سر برم تو دیوار ! یه خانوم جوونی اومد پرسید : " ببخشید ! من می خوام موهامو مِش کنم ولی زمینه اش رو می خوام یه رنگ فانتزی بزنین برام ، به نظرتون میشه ؟! " آرایشگرم پرسید : " رنگ فانتزی ؟! چه رنگی مثلاً " خانومم برگشت گفت : " صورتی مثلاً " و بعدش آرایشگره یه ساعت توضیح داد که اگه بخواد رنگ زمینه اش صورتی بشه باید موهاشو دکلوره (درست نوشتم ؟!) بکنن و خانومه اصرار داشت که نمی خواد موهاشو دکلوره کنه و گفت : " بابا ! این آرش منو دیوونه کرده ! گیر داده برو موهاتو یه رنگ فانتزی بکن " آرایشگرم یه ساعت توضیح داد که آخه رنگ فانتزی اصلاً قشنگی نداره و به درد هنرپیشه ها می خوره مثلاً و موهای یکی از خانومها رو که نارنجی بود نشون داد و گفت : " بیا ! این رنگ فانتزی ! این قشنگه آخه ؟! کجاش قشنگه ؟! " بعد خانومه پرسید : " سورمه ای چطور ؟! " و  آرایشگره توضیح داد که پنج - شش روز بیشتر رنگش نمی مونه و آخر سر بعد از کلی بحث آرایشگره به خانومه گفت بره به آقا آرششون بگه که کلاً موهاشو مِش می کنن ، یعنی کُلِش کِرِم رنگ میشه و یه چند تایی از موهاشو صورتی ، یه چند تایی رو بنفش ، یه چند تایی رو قرمز و آبی و نارنجی و اینها می زنن و تاکید کرد که " بهش بگی چند تا از موهات ، همه اش رو نه ! "
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:6  توسط فلانی  |